حفظ کرامت انسانی و صیانت از حریم خصوصی مؤمنان، از بنیادینترین اصول در منظومه معرفتی و اخلاقی اسلام به شمار میرود. شارع مقدس ساختار جامعه دینی را بر مدار اعتماد متقابل، پردهپوشی و پاسداشت آبروی مؤمن بنا نهاده و هر گونه رفتاری را که بنیان این همگرایی ایمانی را متزلزل کند، قاطعانه محکوم کرده است. در این میان، رذیله ناپسند تجسس و سرک کشیدن در خلوت، اسرار و لغزشهای پنهان دیگران، یکی از مخربترین آفاتی است که آرامش روانی و ثبات پیوندهای اجتماعی را تهدید میکند.
کنجکاویهای بیجا و تفتیش در احوال شخصی نهتنها پرده حرمت الهی را میدرد، بلکه با ایجاد بدگمانی، آتش کینه و نفاق را در پیکره امت اسلامی شعلهور میکند. از همین رو، آیات روحبخش قرآن کریم در کنار بیانات گهربار رسول مکرم اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع)، با هشدارهایی تکاندهنده، خطر ورود به مرزهای خصوصی همنوعان را گوشزد کرده و آن را همردیف بزرگترین گناهان شمردهاند. شناخت ماهیت، پیامدها و مرزهای فقهی این ناهنجاری اخلاقی، گامی اساسی در راستای سلامت فردی، تزکیه نفس و استواری سلامت اخلاقی جامعه است.
پیوند شوم بدگمانی با تجسس؛ ریشهیابی یک رذیله
ریشه آغازین تجسس و کندوکاو در امور پنهان افراد، اغلب از خاک نامبارک بدگمانی و سوءظن تغذیه میکند. هنگامی که ذهن آدمی آلوده به پندارهای نادرست شود، برای اثبات گمانههای واهی خویش در پی گردآوری شاهد و مدرک برمیآید و بدین گونه در دام تجسس گرفتار میشود. قرآن کریم با نگاهی روانشناختی و عمیق، پیش از هر چیز خاستگاه این آفت را نشانه رفته است؛ چنانکه در آیه۱۲ سوره حجرات میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید؛ زیرا بعضی گمانها گناه است و هرگز(در کار دیگران) تجسس نکنید...». بدین ترتیب، انحراف فکری ناشی از ظن بد به تفتیش پنهانی و در نهایت به بدگویی و گناهان دیگر میانجامد.
عاقبت تلخ سرک کشیدن
پیامدهای تجسس فراتر از حریم فردی بوده و شالوده تعاملات سالم را فرومیپاشد. فردی که مدام به دنبال یافتن نقاط ضعف و خطاهای دیگران است، در نهایت اعتماد همنوعان را از دست داده و به انزوا کشیده میشود؛ امری که در بیانات امام صادق(ع) نیز بهعنوان عامل بیدوست ماندن مطرح شده است. امیرمؤمنان(ع) نیز در عهدنامه مالکاشتر بر چشمپوشی از لغزشهای پوشیده مردمان پای فشرده و در بیانی هشداردهنده فرمودهاند: «هر که در اسرار دیگران تفتیش کند، خداوند اسرار او را برملا میکند». (شرح غرر، جلد۳، صفحه۱۳۸۶، حدیث۴۵۸۱) فروریختن آبروی افراد و برپایی آتش کینهتوزی در اجتماع، گواه آشکاری بر قبح ذاتی این عمل در مکتب اهلبیت(ع) است.
حفظ پردهپوشی الهی و مرزهای حرمت
تجسس فراتر از یک خطای اخلاقی، تعدی آشکار به ساحت ستاریت پروردگار به حساب میآید. شهید ثانی در تبیین حقیقت این گناه مینویسد: «معنی تجسس این است که بندگان خدا را زیر پرده ستاریت پروردگار، رها نکنی و پرده از روی کار آنان برداری و آنچه را که خداوند پوشیده داشته، آشکار کنی که این کار وسیله کسب اطلاع از امور مخفی آنها و پرده برداشتن از روی اسرارشان میشود و درنتیجه آنچه بر تو پوشیده بود، آشکار میگردد که اگر مخفی بود، دل و دینت سالمتر میماند». (کشفالریبه، ص۹) از دیدگاه فقهای امامیه نیز با تکیه بر آیات نورانی وحی، از جمله آیه دوازدهم سوره حجرات و آیه نوزدهم سوره نور، هر گونه وارسی عقاید، امور خانوادگی و اسرار مؤمنان حرام اعلام شده است.
مغالطه تجسس در پوشش فرائض دینی
هیچ تکلیفی در شریعت نمیتواند محملی برای تجاوز به حریم شخصی همنوعان قرار گیرد؛ حتی اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر نیز مجوزی برای کنجکاوی و تفتیش احوال بندگان خدا نیست. طبق مبانی اصیل دینی، تا زمانی که گناه به صورت آشکار رخ نداده باشد، وظیفهای متوجه افراد نیست و نباید با توجیهاتی نظیر صیانت از احکام یا استعلامهای نابجا در گزینشها و معاشرتها، آبروی انسانها به بازی گرفته شود. پیامبر اکرم(ص) حرمت آبروی مؤمن را معادل خون انسان شمردهاند؛ از این رو تفتیش احوال گذشته دیگران یا الزام افراد به بازگویی خطاهای سپریشده، گناهی آشکار است.
بازگشت به الفت ایمانی
درمان این آفت نفسانی نیازمند خشکاندن سرچشمههای فکری و روحی آن، از جمله رشک، عداوت، کبر و از همه مهمتر بدبینی است. جایگزین کردن حسنظن و حمل بر صحت در رفتارهای دوپهلوی دیگران، دل را از وسوسه کشف اسرار پاک میدارد. پیامبر خدا(ص) همواره یاران خود را به برادری و دوری از این خصلتها فراخوانده و فرمودهاند: «به یکدیگر حسد نورزید و بغض و کینه نداشته باشید و در کار دیگران، تحسس و تجسس نکنید و مردم را(با کارهای مختلف خود) از خود نرانید و بندگان خدا و برادران دینی باشید». (صحیح مسلم، جلد۴، صفحه۱۹۸۵، حدیث۲۵۶۳) از سوی دیگر، کلینی در کافی شریف با سندی معتبر از رسول خاتم(ص) نقل میکند: «ای گروهی که با زبان مسلمان شدهاید اما دل شما اسلام را نپذیرفته است، در لغزشهای مسلمانان جستوجو مکنید؛ زیرا هر که تجسس درباره لغزشهای مسلمین کند، خداوند در لغزش او جستوجو خواهد کرد و هر که خداوند در لغزش او جستوجو کند، رسوایش خواهد کرد». (اصول کافی، جلد۲، صفحه۳۵۴، حدیث۴)
تفکیک مصلحت عامه از حریم خصوصی
با وجود احکام صریح در تحریم تجسس در امور شخصی، در ساحت مدیریت کلان جامعه و پاسداری از امنیت ملی، این قاعده استثنا میپذیرد. حاکمیت اسلامی به منظور کشف نقشههای دشمنان، رصد جریانات معارض و پایش دقیق کارگزاران اجرایی موظف به نظارت است. در سیره سیاسی امیرمؤمنان(ع)، این رویکرد در فرمان به بازرسی امور استانداران متجلی است؛ آنجا که در عهدنامه مالکاشتر دستور گماردن بازرسان راستگو را صادر فرمودند (شرح نهجالبلاغه، نامه۵۳) و کعب بنمالک را مأمور نظارت بر فرمانداران عراق کردند. این پایش سازمانی، ضامن مصلحت عمومی بوده و ماهیتی کاملاً متمایز از سرک کشیدن در خلوت فردی دارد.
واکاوی یک ممنوعیت اخلاقی در بیانات رهبر شهید انقلاب/ حریم خصوصی؛ خط قرمز اخلاق
رهبر شهید انقلاب در تبیین حدود شرعی و اخلاقی روابط فردی و اجتماعی، بر صیانت از حریم خصوصی افراد تأکید کردند. ایشان تجسس در امور پنهان دیگران را موجب سلب امنیت جامعه دانسته و تصریح فرمودند مرز میان مسئولیت اجتماعی و تفتیش امور فردی، رعایت کرامت انسانی و پرهیز از کنجکاویهای نارواست؛ اصلی که ضامن انسجام، آرامش و اعتماد عمومی است. ایشان فرمودند: «...لذا اسلام در آن مواردی که آسیبرسانی کسی فقط به خود او است، تجسس را و تفحص و پیگیری را و افشاگری را ممنوع میکند. بعضی از کارهای خلاف و حرام در شرع مقدس اسلام وجود دارد که ضرر آنها به اجتماع فقط در آن صورتی است که در جامعه این کار افشا بشود؛ اگر افشا نشود، کار مضری است، اما فقط به خود آن گناهکننده و مرتکب این عمل ضرر خواهد رساند، نه به دیگران. در یک چنین مواردی اسلام دستور نمیدهد که تفحص کنید، تجسس کنید، ببینید آیا این آدم در خانه خود، در خلوت خود کار حرامی، خلافی انجام میدهد یا نه؟ مردم وظیفه ندارند که کار خلاف دیگران را تحقیق و تفحص کنند، مادامی که آن کار خلاف به خود آن شخص برمیگردد. اما به خود او این تکلیف الهی هست، یعنی خدا او را مجازات خواهد کرد». (۳/۱۱/۱۳۶۵؛ خطبههای نماز جمعه تهران)






نظر شما